یك عده دوانند پی چیز گرفتن
عنوان دهان پُر كنی و میز گرفتن

البته فقط دغدغه‌ی خویش نبوده
پُستی كه طرف از نفر قبل ربوده

هشدار كه در ظاهر آنان نشوی گم
در باطنشان نیست بجز خدمت مردم

گنجی كه رسیده است به یكباره به ایشان
تقسیم شده بین عزیزان و رفیقان

با حفظ سمت، حضرت منزل شده آنجا
مسئول امورات خصوصی و خفایا

مادر زن و خواهر زن و دیگر نسَب زن
هیات اُمنایند بلاشك همه حتماً

مسئول حراست پسر هیكلی اوست
از قُطر، همین بس كه به اندازه‌ی سیلوست

مسئول اداری و همه كاره‌ی دفتر
یا خواهر ایشان شده یا اینكه برادر

بعد از همه در مرحله‌ی آخر آخر
مادر/ پدرش را بدهد پست مشاور

پیداست كه او اهل مدیریت جمعی است
در مسلك ایشان ابداً كار، تكی نیست

شرمنده‌ی این‌گونه مدیران عزیزید
باید همگی هی عرق شرم بریزید

چون سوءتفاهم شد و بیهوده و بیجا
كردید قضاوت همه در مورد آنها

المنت لله كه مدیران همه عالی،
هستند و بگردند الهی متعالی

تا رتبه‌ی كشور بشود تك رقمی‌تر!
هم در وسط خاور و هم این‌ور و آن‌ور

{رضا احسان‌پور}

پی‌نوشت:
:: منتشر شده در جهان نیوز


برچسب‌ها:
میز, مدیریت, پارتی بازی, آقازاده, فک و فامیل
+ ۹۴/۰۱/۲۵ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





+ ۹۴/۰۱/۲۲ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





اصولاً رشد شخصیتی چیز خوبی است، بنابراین:

۱- اگر مایل هستید شخصیت شما رشد کند، ابتدا لازم است شخصیت داشته باشید. چون نمی‌شود چیزی را که وجود ندارد رشد داد. یعنی اگر در طول روز بیش از سه بار با عنوان «بی شخصیت» مورد خطاب قرار می‌گیرید بهتر است در اسرع وقت فکری به حال خودتان بکنید.

۲- بسیاری بر این عقیده‌اند که همه‌ی انسان‌ها شخصیت دارند؛ ولی شخصیت‌ها با توجه به خیلی چیزها یا خوبند یا بد. این خیلی چیزها را کسانی تعیین می‌کنند که ما نیستیم! یکی از راه‌هایی که می‌توانید نگران رشد شخصیتی خود نباشید و در هر حالی که از نظر شخصیتی هستید، به خودتان و دیگران بقبولانید که شخصیت والایی دارید این است که کاری کنید که جزو همان کسانی باشید که این ملاک‌های دسته‌بندی را تعریف می‌کنند. از جمله مهم‌ترین این افراد، افراد معروف و مطرح یا به اصطلاح فرنگی‌ها، «سلبریتی‌ها» هستند. سیاستمدار، فوتبالیست، بازیگر، خواننده‌ی نسل جوان و…
مثلاً اگر در نظر ما بکار بردن فلان عبارت، زشت و نشانه شخصیت بد یک نفر است، ممکن است در نظر یک نفر دیگر که سیاستمدار است و طرفداران آن فرد، اصلا نشانه بدشخصیتی نباشد. یا فلان بازیگر یا فوتبالیست یا خواننده (که خب البته امروزه بیشتر افراد، هر سه تای این‌ها هستند!) حق دارد هر رفتاری که دوست داشت، داشته باشد و به ما ربطی ندارد که بالای چشمش ابرو هست یا نیست!

۳- برای رشد دادن شخصیت خود، لازم است فرد یا افرادی را الگوی خود قرار دهید. الگوگیری باعث می‌شود که همراه با جامعه و اکثریت حرکت کنید و از تغییرات روزانه ملاک‌های دسته‌بندی شخصیت، غافل نباشید. اگر نمی‌توانید سیاستمدار/بازیگر/خواننده و … باشید، لااقل این افراد را الگوی خود قرار دهید. خدا را شکر بخاطر پیشرفت روزافزون فن آوری و ظهور وسایل ارتباط جمعی مدرن، این سلبریتی‌ها به راحتی در دسترسند. یعنی اگر زمانی امکان حضور یک عده در صدا و سیما نبود، امروزه علاوه بر حضور شبانه‌روزی این افراد روی آنتن، می‌توانید با مراجعه به صفحات فیسبوک و اینستاگرامشان، مو به مو از زندگی شخصی آنها الگوبرداری کنید. از مدل کفشی که برای سگشان خریده‌اند تا کبودی اعضا و جوارح!

۴- اگر شخصیت شما، رشد یافته نیست و به نسبت سایر افراد جامعه در وضعیت اسفباری وجود دارد، اصلاً جای نگرانی نیست. بهرحال وجود تفاوت و اختلاف سطح بین شما و دیگران در خیلی زمینه‌ها امری طبیعی است و شما باید تمام تلاش خود را برای کم کردن این اختلاف سطح داشته باشید. نکته مهم این است که برای کم کردن اختلاف حتما لازم نیست که شما رشد کنید؛ بلکه می‌توانید دیگران را به سطح خود نزدیک کرده و بعد سطحشان را پایین‌تر هم بکشید! انتقاد کردن از همه‌ی جنبه‌ها و رفتارهای مردم جامعه و دری وری گفتن به آنها در طول زمان باعث می‌شود که آنها شما را از نظر شخصیتی بالاتر از خود به حساب بیاورند و بپذیرند که هیچگاه به درجه‌ای از شخصیت که شما به آن رسیده‌اید نخواهند رسید.


برچسب‌ها:
نثر طنز, روانشناسی, چسب زخم
+ ۹۴/۰۱/۲۲ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





ای بی هنر بكوش كه صاحب هنر شوی
«تا راهرو نباشی كی راهبر شوی؟»

دست از مسِ تلاش، چو بیچاره‌ها بشوی
باید كه پاچه‌خار شوی تا كه زر شوی

داری اگر هوای رسیدن به پُست و میز
باید که خاک درگه یك بی‌پدر شوی

از خاک بیشتر نه که از خاک کمتر و ...
اصلاً شبیه پادریِ پای در شوی

روزی سه بار، تا شده پیش رئیس خود
تا از تمام كاركنان خوب‌تر شوی

از پای تا سرت همه باید فدا شود
وقتی رسی به پست كه بی پا و سر شوی

بی پا و سر شدن که هنر نیست، لازم است
مانند گونیا بشوی، بی‌کمر شوی

هر گونه انتقاد، مضرّ است پس لذا
كلاً بكوش تا كه به كل، كور و كر شوی

پست و مقام اگر بُوَدَت منظرِ نظر
گه گاه لازم است كه یابو و خر شوی

بنیاد هستی‌ات همه زیر و زبر شود
وقتی که بی‌خیال حقوق بشر شوی

فعلاً بساز با همه، وقتی شدی رئیس
آن‌قدر وقت هست که صاحب نظر شوی

کسب مقام و میز، بُود هشتمین هنر!
پس لاجرم بکوش که صاحب هنر شوی

{رضا احسان‌پور}

پی‌نوشت:
:: این شعر طنز، نقیضه‌ی شعر حافظ با مطلع "ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی/ تا راهرو نباشی كی راهبر شوی؟" است. 
:: منتشر شده در جهان نیوز


برچسب‌ها:
طنز, شعر طنز, رضا احسان‌پور, جهان نیوز, پاچه خاری
+ ۹۴/۰۱/۱۷ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





از آنجایی که شک نداریم خدا ما را می‌شناسد، اگر بخواهیم به این اصطلاح معروف که می‌گویند "فلانی را فقط خودش می‌شناسد و خدا" توجه داشته باشیم باید ببینیم آیا واقعاً خودمان، خودمان را می‌شناسیم یا نه؟! مثل خیلی چیزها که هر کسی تفسیر و تعبیر خودش را راجع به آن دارد، خودشناسی هم الی ماشاالله، تعریف و تفسیر دارد؛ در ادامه به اختصار به پنج مورد از شایع‌ترین انواع خودشناسی اشاره می‌کنم:

1- عده‌ای در جواب سوال "شما؟" به ذکر نام و نام خانوادگی خود بسنده می‌کنند. این افراد حتّی آنقدر برایشان اهمیت ندارد که بخواهند بفهمند چرا اسمشان "این" است و "آن" نیست!

2- عده‌ای پا را فراتر گذاشته و علاوه بر نام و نام خانوادگی، یکسری اطلاعات فیزیولوژیکی را به شناخت از خودشان ضمیمه کرده‌اند. نهایت تلاش این افراد برای شناخت از خود، صبح به صبح روی ترازو رفتن و چک کردن وزنشان است. اوج خودشناسی این گروه از آدم‌ها زمانی است که دکتر برایشان یک چک‌آپ کامل تجویز می‌کند یا در فرودگاه یا یک پاساژ، سراغ دستگاه‌های سنجش قد و وزن و فشارخون و ... می‌روند و با 3000 تومان، به مراتب والایی از خودشناسی دست پیدا می‌کنند. این افراد، افراد دیگر را هم به همین سبک و منوال می‌شناسند. برای مثال ملاک‌های انتخاب همسر را در دایره همین قد و وزن و ... می‌دانند.

3- خودشناسی برای عده‌ای با مولفه‌های پیرامونی تعریف می‌شود. یعنی هر کسی خودش را با عواملی که در طول زندگی با آنها سر و کار دارد می‌شناسد. رسانه‌ها نقش مهمی در این جنس از خودشناسی ایفا می‌کنند. مثلاً: من آدمی هستم که نگران خراب شدن پوستم هستم و بنابراین کرم حلزون مصرف می‌کنم. من عاشق منچستریونایتد هستم. دوست دارم در قرعه‌کشی بانک برنده شوم و به اندازه‌ی وزنم به من اسکناس هزارتومانی جایزه بدهند. من همیشه از فلان پودر ماشین لباسشویی با قدرت کف‌کنندگی بالا استفاده می‌کنم و ...

4- کمی شبیه به گروه قبلی که از اشیای پیرامونی برای خودشناسی کمک می‌گرفتند، گروهی از افراد از افراد پیرامون خود برای خودشناسی بهره می‌برند. رفتار این افراد آدم را یاد این بیت معروف "گیرم پدر تو بود فاضل/ از فضل پدر تو را چه حاصل؟" می‌اندازد. مثلاً: من پسر آقای فلانی هستم؛ که خب اینکه "آقای فلانی" چه کسی باشد برخلاف بیت مذکور، خیلی مهم است! اهمیت اینکه فرد در انتخاب شریک زندگی دقت داشته باشد همین جا مشخص می‌شود، چرا که بسیاری از خانم‌های دیپلمه یا سیکل، به لطف مدرک همسرشان یک عمر "خانم دکتر" و "خانم مهندس" خطاب می‌شوند!

5- نوع دیگری از کمک گرفتن از افراد پیرامون برای دست یافتن به خودشناسی، دهن‌بینی است. ارسال پیامک گروهی برای دوستان با این مضمون که "من را در یک جمله توصیف کن."، یا نوشتن همین جمله یا امثال آن در شبکه‌های اجتماعی و استناد به نظرات (کامنت) دیگران، یکی از سریع‌ترین روش‌های خودشناسی است. این نوع از خودشناسی به قدری منعطف است که شما می‌توانید با گزینش جامعه‌ی هدف به آن نوع از خودشناسی که مطلوبتان است برسید. یعنی اگر در بین پاسخ‌های دریافتی، پاسخی بود که خلاف میل شما بود، می‌توانید با استناد به ابیات "هر کسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من" و "هر طایفه‌ای ز من گمانی دارد/ من ز آن خودم، هر آنچه هستم هستم"، آن پاسخ را حذف کرده و به آن توجه نکنید.


برچسب‌ها:
ستون طنز چسب زخم, خودشناسی, ببخشید شما
+ ۹۴/۰۱/۱۵ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





مطالب قدیمی‌تر