ورد و ذکرت روز و شب‌ها تا شود "یا پارتی"!
شک ندارم مشکلت حل می‌شود با پارتی

کار نیکو کردن از پُر کردن است امّا چرا،
کار باید کرد پیدا می‌شود تا پارتی؟

عدّه‌ای دائم پیِ پرتاب و بالا رفتن‌ند
هست لابد غیر دانش، در ثریّا، پارتی

بی‌خیالِ خاکیان؛ افلاکیان واجب‌ترند
ما ز پایینیم و کلاً هست بالا پارتی

یک نفر را می‌شناسم ناامیدِ ناامید
حل نمی‌شد مشکلش یک عمر، امّا پارتی...

با همین چشمان خود، من دیده‌ام جان شما
مرده‌ها را می‌کند فی‌الفور احیا، پارتی

گفت: “یعنی می‌شود؟!" گفتم: "چرا نه؟!" گفت: "خب!"
مشکلش تا اینکه حل شد، گفت: "بابا! پارتی!"

در کنار علّت و معلول یا برهان نظم
می‌شود گاهی اساس کار دنیا پارتی

ما برای او و ایشان می‌شویم امروز و او،
می‌شود همراه ایشان بعد ما را پارتی

آن جهان هم عدّه‌ای پادرمیانی می‌کنند
می‌خورد حتّی به درد آدم آنجا، پارتی

ما ولی شایسته‌سالاریم ها، هرچند هی،
عدّه‌ای بدخواه می‌گویند: گویا پارتی...

چون که خدمت جز عبادت نیست، هرگز عیب نیست
می‌شود گاهی اگر که مجلس‌آرا، پارتی

شاخه‌های اقتصادی یا سیاسی جای خود
داخل فرهنگ دارد نیز جا پا، پارتی

اهل فرهنگ و هنر کشکند لابد! نیستند؟!
می‌کند وقتی نشان را مفت، اعطا، پارتی

پیش‌بینی‌های ما را گاه بر هم می‌زند
فی المثل در چاپ‌های چندم «دا»، پارتی

یا فلان شخصی که اصلاً حبس و زندانی نشد
لابد ایشان نیز دارد چون زلیخا، پارتی

یا فلان مجری که رفت آن‌ور به ماها چیز گفت
باز ایشان می‌شود مجریِ "سیماپارتی"!

بگذریم! القصّه برکت می‌رسد؛ حرکت کنید!
باخدایان! نگذرید از نقش خرما! (پارتی!)

پی‌نوشت: 
منتشر شده در جهان‌نیوز


برچسب‌ها:
پارتی, پارتی بازی, بند پ, آقای فلانی سفارش کردند که, حق الناس
+ ۹۴/۰۱/۱۰ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





چشم امید ملّت ایران، مذاکره
حتّی شده است باور و ایمان، مذاکره

دی شیخ با چراغ همی گشت در ژنو
کز پنج و یک ملولم و دیوان مذاکره،

اصلاً بلد نبوده و هرگز نمی‌کنند
یک بار مثل بچّه‌ی انسان، مذاکره

گفتم که: شیخ! خانه خراب است، مانده‌ای،
در فکر نقش‌بندی ایوان؟ (مذاکره؟)

ارسال کرد شیخ، پیامی ظریف که:
یک ذرّه هم نرفته به بهمان، مذاکره

ای بی سواد و بی خبر از حُسن "جان کری"
دارد چقدر سود به قرآن، مذاکره

وقتی کنار "اشتون‌"م انگار... بگذریم!
گاهی گرفته حالت عرفان، مذاکره

تا زیر چشم در گل تحریم مانده‌ایم
راه خروج از این همه بحران، مذاکره

دم‌های این گروه، مسیحایی است ها!
روحی به جسم مردم بی جان، مذاکره

تشدید مشکلات جوانان، مقاومت
پایان مشکلات جوانان، مذاکره

تولید و خودکفایی ملّی بهانه‌اند
تنها دلیل رونق و عمران، مذاکره

ترمیم جای زخم سفارت گرفتن و
بهبود و دیپلماسی جبران، مذاکره

در شرق و غرب، بحث دراز مذاکره است
حتّی رسیده تا ته کیهان، مذاکره

بدبختِ ماتِ هسته! به آزادگی مناز
هست ای عمو برای تو دکّان، مذاکره

هی راست می‌روی چپکی نطق می‌کنی
حس می‌کنم که با خود شیطان، مذاکره،

دارم؛ بیا و بگذر از این موضع خشن
بی فایده است همره جولان، مذاکره

ما اهل اعتدال و شما اهل اغتشاش،
هستید و کرده‌اید پریشان، مذاکره

سهراب در نبرد نمی‌گشت خط خطی
می‌کرد اگر که رستم دستان، مذاکره

هر جا که گلّه‌ای تلفاتش اصولی است
کرده است گرگ با سگ و چوپان، مذاکره

پس بیخیال عزّت ملّی، نمی شود،
کرد این زمانه ساده و آسان، مذاکره

باید به ساز غرب برقصیم تا شود
رقصی چنین میانه‌ی میدان، مذاکره

پی‌نوشت: 
منتشر شده در جهان‌نیوز


برچسب‌ها:
مذاكره, ظریف, جان كری, اشتون, پنج بعلاوه يك
+ ۹۳/۱۲/۲۵ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





به لطف خدا و با همّت و محبّت انتشارات سروش، مجموعه مناجات‌های طنز بنده با عنوان «چوپان معاصر» منتشر شد. این کتاب 72 صفحه‌ای مجموعه‌ای از 200 مناجات کوتاه طنز همراه با تصویرگری دوست عزیز و هنرمندم، مجید کاظمی است. به زودی فروش اینترنتی آن هم در سایت احسان‌بوک شروع می‌شود. ضمناً قیمت کتاب به طرز باورنکردی‌ای 3500 تومان است!

یکی از مناجات‌ها: 
خدایا! 
تو از میان همه‌ی گزینه‌های من 
گزینه‌ی همه‌ی مواردی!

+ ۹۳/۱۲/۲۳ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





دوشنبه 18 اسفند 93، مصاحبه‌ای از من در ویژه‌نامه نوروزی همشهری محله منطقه 6 تهران منتشر شد که با فشردن دکمه سمت چپ موشواره‌ی رایانه‌ی خود بر روی عکس زیر، می‌توانید آن را مطالعه بفرمایید؛ البته در صورت تمایل!

برای مشاهده تصویر در ابعاد بزرگتر کلیک کنید


برچسب‌ها:
همشهری محله, مصاحبه, رضا احسان پور
+ ۹۳/۱۲/۲۰ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





:: تعریف:
وقتی در جلسه‌ی مجلس و وقت اداری، به جای نماینده‌ی محترمی، صندلی خالی آن نماینده‌ی محترم به چشم می‌خورد، به این اتفاق، غیبت در جلسه مجلس می‌گویند.
شاعر می‌گوید:
به خدا بجای اینكه نِگرم به صندلی‌ها
همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویی!

:: واقعاً چرا؟
كارشناسان امر، دلایل مختلفی را برای این امر برشمرده‌اند. از جمله:

۱- اولین نكته‌ای كه باید بررسی شود این است كه آیا كسی تا بحال صندلی‌های مجلس را شمرده؟ نكند تعداد صندلی‌های مجلس بیشتر از تعداد نمایندگان باشد و حتّی مواقعی كه همه‌ی نمایندگان در مجلس حاضر هستند، باز هم صندلی خالی به چشم می‌خورد و این صندلی‌های خالی، به اشتباه تعبیر به غایب بودن نمایندگان می‌شود؟! از آنجایی كه اصل بر برائت است و ما كلاً بدبین هستیم و نسبت به مسئولین حسادت می‌كنیم كه چرا آنها باید مسئول باشند ولی ما مسئول نیستیم؟ بعید نیست كه تعداد صندلی‌ها بیشتر از تعداد نمایندگان باشد؛ در صورتی كه این مساله درست باشد، جا دارد از همین جا از نمایندگان محترمی كه به آنها تهمت غایب بودن زده‌ایم و همچنین اگر لازم شد از خدا، عذرخواهی و طلب رحمت و مغفرت كنیم. البته معمولاً بهتر است جبران مافات بجای شفاهی و كلامی، بصورت عملی باشد؛ یعنی تا زمان مرگ آن نماینده‌ی محترمی كه آماج حملات بی رحمانه‌ی ما و رسانه‌ها بوده است، همه با هم به او رای دهیم تا هر سال بعنوان نماینده انتخاب شود.
شاعر می‌گوید:
عفو كن ما را كه غیبت كرده‌ایم
ما غلط كردیم و چرت انگاشتیم!

۲- آیا حضور و بودن در یك مكان، فقط بستگی به حضور فیزیكی دارد؟ امروزه با پیشرفت فن‌آوری و با وجود اپلیكیشن‌های ارتباطی برای تماس ویدئویی، امكان حضور در همه جا (حتّی آنجا!) هم وجود دارد؛ چه برسد در صحن علنی و غیرعلنی مجلس. پس اینكه تصور كنیم حتماً لازم است یك نماینده در جلسه حاضر باشد، تصور و انتظار زیادی است. ممكن است این سؤال پیش آید كه مگر این اپلیكیشن‌ها فیلتر نیست؟ كه خب جواب آن اهمیتی ندارد و در همین حد هم كه امكان بوجود آمدن این سؤال بوده است، خودش گام بسیار بلندی در جهت تحقق مطالبه‌گری از مسؤولان و كرسی‌های آزاداندیشی است.
شاعر می‌گوید:
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
گاهی درون صحن و... مجدّد درون صحن!

۳- یكی از موارد مهمی كه باید لحاظ شود، مساله حق الناس است. یكی از مصداق‌های عدم رعایت حق الناس، اتلاف وقت مردم است. نماینده‌ی محترمی كه كارهای مهم‌تر از حضور در مجلس دارد، چرا باید ساعت‌ها بنشیند در مجلس و در خصوص مسائل دنیوی مانند بودجه صحبت كند؟ كلنگ‌زنی فلان گاوداری مكانیزه كه برای اولین بار است در خاورمیانه ساخته و بهره‌برداری می‌شود، بریدن ربان بهمان مركز كاشت مو در اقصی نقاط بدن، تلاش برای كسب آرای مردم در انتخابات بعدی مجلس از فردای انتخاب شدن به منظور تداوم خدمت‌رسانی و به ثمر رساندن كارهای نیمه‌كاره‌ای كه شروع كرده است و... كارهای مهمی هستند كه از چانه‌زنی و بحث در مورد چرك كف دست یا همان بودجه مهم‌تر است.
شاعر می‌گوید:
قدر زر، زرگر شناسد؛ قدر گوهر، گوهری
قدر ما را هیچكس هرگز نمی‌فهمد چرا؟!

۴- یك ضرب المثل نیكاراگوئه‌ای هست كه می‌گوید "نماینده‌ی دنیا دیده بهتر از نماینده‌ی دنیا ندیده است." اینكه یك نماینده به همراه هیات بلندپایه‌ای كه او را بلندپایه همراهی می‌كنند برای چند ماه برود مسافرت خارجی و نكات خوب كشورهای خارجی را ببیند و بیاید آنها را در كشورمان و در جریان تصویب قوانین پیاده‌سازی كند كه كشور ما هم مانند كشورهای خارجی پیشرفته باشد بد است؟ اینكه دیگر هر وقت می‌رویم خارج (البته اگر بتوانیم برویم و توانایی مالی‌اش را داشته باشیم كه برویم) حسرت نخوریم كه چرا كشور ما مثل كشورهای خارجی نیست بد است؟ مسلماً بد نیست. پس سفرهای خارجی و طولانی مدت نمایندگان بركاتی دارد كه ما از آنها غافلیم. البته ممكن است این سؤال پیش بیاید كه خب اگر الگوبرداری از كشورهای خارجی اینقدر خوب است چرا خود خارجی‌ها را بعنوان نماینده مجلس انتخاب نكنیم كه آنها برای ما قانون بنویسند؟! جوابش ساده است؛ چون آن وقت روند برگزاری جلسات مجلس بخاطر حضور مترجمان سخت می‌شود و ضمناً امكان برگزاری جلسات در پشت درهای بسته وجود ندارد و حتّی ممكن است در بین این مترجمان، جاسوس نفوذ كند و بله!
شاعر می‌گوید:
الا یا ایها الملّت، كمی تیك ایت ایزی لطفاً
تراول‌های ما دارد، خدایی سود بسیاری!

:: چه باید كرد؟
هیچی!

پی‌نوشت: 
منتشر شده در جهان‌نیوز


برچسب‌ها:
مجلس, غیبت نمایندگان مجلس, هیات بلندپایه, کار واجب, کجا
+ ۹۳/۱۲/۲۰ :: رضا احسان‌پور :: می‌توانید نظر بدهید |





مطالب قدیمی‌تر