تبليغاتX
پارک ممنوع و الا پنچر می شوید

كتاب چهارم (قسمت اول):

 

» سازمان صدا و سينا با مشارکت اداره فرهنگ و فرشاد برگزار می کند :

"همایش ازدواج دائم "

به صرف شربت وشيريني

مكان: تالار "پيوندتان مبارك"

زمان: شب جمعه

 

» ما پيشِ هر خري كه بخواهيد پارتي داريم.

با شماره ي حساب بانكي ما در ارتباط باشيد.

"مافياي كار راه بنداز"

 

» شعار ما اين است: " آقازاده هاي امروز، مديران فردا"

از طرف "آقازاده هاي ديروز"

 


ادامه مطلب
+ قلم رنجه هاي رضا احسان پور (شوخ) 000يا نظر مي دهيد، يا پنچر مي شويد |

ما مجبوریم که مجبور باشیم!

 

به نام خدایی که . . .

همه ی ما مجبوریم.مجبور به یک جبر ابدی.یعنی از همون اول که به دنیا می آییم تا وقتی سرمان را روی زمین می گذاریم و به قول معروف "جان به جان آفرین تسلیم می کنیم" و یا به عبارت بهتر به درک واصل می شویم! مجبور به مقایسه کردن و بدتر از اون، مجبوریم به مقایسه شدن .مقایسه با همه کس و با همه چیز.

 


ادامه مطلب
+ قلم رنجه هاي رضا احسان پور (شوخ) 000يا نظر مي دهيد، يا پنچر مي شويد |

و من از خرطوم فیل افتادم!

 

من جنین بودم و یک جای دیگه جایم بود

دکتر آورد در این دیر خراب آبادم !

 متن زیر را به مناسبت سالروز ولادت کوفتیمان که چند سال پیش در چنین روزهایی اتفاق افتاد مرقوم می نماییم.

(دهم مردادماه سنه ی به تو چه!)

باشد که موجبات افزایش اردتمندی مریدان خاصمان نسبت به ما را فراهم آورد.انشاالله.

 

تعجب ندارد! همینیم که می بینید. 

دوران دُرخشان زندگی ما تا به این لحظه که در حال نگارش این متن هستیم به دو بخش عمده  تقسیم می شود (ضربه و سوزش!).

 


ادامه مطلب
+ قلم رنجه هاي رضا احسان پور (شوخ) 000يا نظر مي دهيد، يا پنچر مي شويد |