من، رضا، یادم رفته چند سال دارم !!
* همیشه دوست داشته ام که بادمجان و ماکارونی هم جزو میوه ها به حساب بیایند.
* پیاده ها از پایین و ماشین ها از روی پل عابر پیاده بروند.
* باور این نکته که توی این دنیای به ظاهر متمدن، هنوز عده ای از گرسنگی می میرند برایم خیلی سخت است.
* هیچ وقت دوست ندارم احساس مرغی را داشته باشم که تخم مرغ هایش را بجای اینکه بگذارند جوجه شوند، بر می دارند و توی روغن داغ نیمرو می کنند، در نهایت هم خودش را می خورند.
* چه تضمینی وجود دارد که دیوانه ها دیوانه باشند؟ شاید دیوانه ها عاقل اند و ما دیوانه های عاقل نما هستیم.
قلم رنجه هاي رضا احسان پور (شوخ) 000يا نظر مي دهيد، يا پنچر مي شويد
|

پی نوشت :
1- سلام.
2- همیشه که نباید نوشت. اینجوری هم میشه حرف زد. شما چه برداشتی دارید؟
3- پول و مهر و طلا و عشق و درآمد و دوستت دارم و نون و علاقه و . . .
4- اخیراً یک عده ناجوانمرد از خدابی خبر مطالب وبلاگ ما را به طرز بی شرمانه ای به اسم خود در وبلاگها و نشریات زردشان منتشر می کنند. خدا از سر تقصیراتشان بگذرد. ما که از دستشان راضی نیستیم.
5- لازم نیست
حق باشید.
قلم رنجه هاي رضا احسان پور (شوخ) 000يا نظر مي دهيد، يا پنچر مي شويد
|